کتاب روزی که زندگی کردن آموختم

(داستان های فرانسه،قرن 20م،در لیست پرفروش ترین کتابهای فرانسه در سال 2016)

موجودی: ناموجود
20% تخفیف
223,200 تومان
279,000 تومان
«تو به زودی می‌میری» این آخرین جملات زن کولی بود که قصد پیشگویی آینده‌ی جاناتان را داشت. کتاب «روزی که زندگی کردن آموختم» با تلنگر مرگ آغاز می‌شود. تلنگری که دنیای شیشه‌ای روزمرگی‌ها و روتین‌های زندگی جاناتان را در هم می‌شکند. تمام باورهای او را در یک لحظه‌ی کوتاه از بین می‌برد و او را با کوهی از تشویش و استرس رها می‌کند. اما جاناتان در پس این ویرانی، به مفاهیم عمیق و درونی زندگی پناه می‌برد و زندگی را فارغ از روزمرگی‌ها لمس می‌کند. این کتاب مخاطب را در حس آرامش و رهایی غرق می‌کند و به‌شکلی لطیف از ارتباطی که بین همه‌ی انسان‌ها وجود دارد، سخن می‌گوید. داستان در مورد مردی است به اسم جاناتان که متوجه می‌شود به زودی خواهد مرد. در کنار جاناتان گوشه‌هایی از زندگی رایان، آستین فیچر، خاله مارجی و گری را می‌خوانیم و می‌بینیم که نویسنده چه زیرکانه این زندگی‌ها را به هم ارتباط می‌دهد. همان‌طور که نویسنده می‌گوید "همه‌ی انسان‌ها به هم مرتبطند"، بدون آنکه خود بدانیم در آن سر دنیا اثری بر کسی می‌گذاریم. جاناتان برای فکر کردن در مورد معنای زندگی، خود را به چالش می‌کشد "کارکردن بدون وقفه، دست‌و‌پنجه نرم‌کردن با مشکلات، در انتظار رسیدن تعطیلات آخر هفته به منظور ارضاکردن خواسته‌ها و آن‌وقت رضایت ناچیزی را احساس کند که دوامی ندارد و سپس دوباره کارکردن برای آن که بتواند تعطیلی بعدی را از نو شروع کند. حقیقتا زندگی چه بود جز توالی یک ستیزه‌جویی و لذت‌های زودگذر؟"

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی