کتاب رستاخیز

(داستانهای روسی،قرن 19م)

موجودی: در انبار
20% تخفیف
1,196,000 تومان
1,495,000 تومان
«رستاخیز» حماسه‌ای‌ست از بیدارشدن وجدان آگاه عضوی از جامعه که خطایش بی‌جریمه و جرمش بی‌مجازات مانده است؛ جرمی که سرنوشت دختر بی‌گناهی را رقم می‌زند و او را به منجلاب فساد و گمراهی سوق می‌دهد و بعد هم به سیبری و محکومیت به اعمال شاقه. این کتاب، آینه‌ی تمام‌نمای سراسر زندگی تولستوی است. قهرمان داستان خود وی است و اگرچه ماجرایی را که هسته‌ی اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد، دوستش که جزو هیأت‌منصفه‌ی دادگاه‌های پترزبورگ است برایش تعریف کرده: «در ژوئن 1877 زن خودفروشی به‌نام روزالی در پترزبورگ محاکمه و به‌ناحق برای جرمی که مرتکب نشده محکوم می‌شود. یکی از اعضای هیأت‌منصفه که درگذشته او را فریفته، بازش می‌شناسد و بر اثر یک سهل‌انگاری و حتی سوءتفاهم میان اعضای هیأت‌منصفه، به‌زندان با اعمال شاقه محکوم می‌شود.» «رستاخیز» اثری است که اگر اهمیتش بیشتر از «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» نباشد، دست‌کمی هم از آن‌ها ندارد، منتها در زمینه‌ای کاملاً متفاوت با آن دو. در رستاخیز جوانی اصیل‌زاده و اشرافی، عاشق ندیمه‌ی زیبا و جوان عمه‌هایش می‌شود و دامن وی را لکه‌دار می‌کند.ندیمه‌ی جوان به عالم فساد و فحشا سقوط می‌کند و سال‌های متمادی برای تأمین معاش خود، به خودفروشی می‌پردازد تا اینکه قتلی صورت می‌گیرد و ندیمه‌ی معصوم به‌عنوان متهم درجه‌اول در دادگاه حاضر می‌شود. جوان اصیل‌زاده که ده سال قبل دامن دختر جوان را لکه‌دار کرده است، جزو هیأت‌منصفه است. جوان اصیل‌زاده وقتی در دادگاه زن جوان را ملاقات کرده و از سرنوشت شوم و دردناک وی آگاه می‌شود، می‌فهمد که به‌دلیل یک لحظه کامجویی او چگونه دختر بی‌گناهی به مغاک انحطاط و تیرگی سقوط کرده است و در همین لحظه روح او دچار تحول و تغییر می‌شود و برای جبران گناه خود به پا می‌خیزد ولی آیا می‌تواند آب رفته را دوباره به جوی باز گرداند و سعادت ازدست‌رفته‌ی دختر جوان و نگون‌بخت را به او بازگرداند. او سرانجام دست به اصلاح خود می‌زند و تمام دارایی‌های خود را به فقرا می‌دهد، از نازو نعمت دست می‌کشد و به کمک به مردم روی می‌آورد. کارهایی که قبلا با اشراف انجام می‌داده، دیگر هیچ ارزشی برایش ندارند. دوستان اشراف‌زاده‌اش به او می‌خندند و او را دیوانه قلمداد می‌کند. او تصمیم می‌گیرد که با ماسلوا ازدواج کند. تولستوی در این رمان تصویری غم‌انگیز از طبقات فقیر جامعه ارائه می‌دهد و بر ظلم و ستمی که اشراف بر این طبقه روا می‌دارند، تاکید می‌کند.

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی