کتاب افسانه های ملل10 (افسانه های جادوگری)

موجودی: در انبار
20% تخفیف
120,000 تومان
150,000 تومان
سلطانی سه پسر داشت. روزی به پسرهایش گفت: بروید و برای خود کاری پیدا کنید! سه برادر راه افتادند، به یک سه‌راهی رسیدند. بر سر هریک از این سه راه، چیزی نوشته بود: به این راه بروی، نیمه راه یابی!.. به این راه بروی، آیا بیابی و آیا نیابی!.. به این راه بروی اصلا نیابی! برادر کوچک‌تر به راه اول رفت، برادر وسطی به راه دوم و برادر بزرگ‌تر به راه سوم. پس از مدتی برادر کوچک‌تر و وسطی به قصر پدرشان برگشتند اما از برادر بزرگ‌تر خبری نشد…

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی