کتاب پیردختر و مرد مرده

(داستان های فرانسه،قرن 20م)

موجودی: در انبار
20% تخفیف
160,000 تومان
200,000 تومان
«شما تقاضا‏ی ازدواج کم نداشته‏‌اید ولی همیشه آن‌ها را رد کرده‏اید. چرا؟ هیچ‏وقت کسی نخواهد دانست.» این‏ها حرف‏‌های یکی از مشتری‏های قهوه‏خانه ــ بقالی ــ خرازی دهکده‏ای بود که دوشیزه کلاریس پنجاه‏و‏چهارساله مالک آن بود. ما نیز نخواهیم فهمید چرا کلاریس، باآنکه بسیار اجتماعی و‏ مشتری‏مدار بود، تنها زیست و تنها ماند. ولی متوجه خواهیم شد کلاریس در وجود خود گِرهی دارد که به‌واسطه‌ی آن نمی‏‌تواند با مردها ارتباط برقرار کند. در جوانی، از ملاقات‌ها پرهیز می‏کرد و اکنون در آرزوی دیدار «مردی که نتواند از خود دفاع کند» زندگی می‏کند. ناگهان، سروکله‌ی مردی پیدا می‏شود که انتظارش نمی‏رود. مرد به سالن قهوه‏خانه پناه می‌برد و آن‏ جا می‏میرد. اکنون، مرد مُرده از آنِ کلاریس است و موجی از مهر، محبت و فداکاری کلاریس را وادار می‏کند تا از این جسمی که مقابل اوست چنان مراقبت کند، گویی زندگی زمینی‌اش پایان نیافته است. کلاریس داستان مرد را خلق می‏کند و قصه‌ای برای خودش و او می‏سازد. ولی خیلی زود متوجه می‏شود که مرد مُرده نمی‏تواند چیزی به او هدیه دهد.

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی